![]() |
![]() |
|
| اقتصادی |
|
خبری نچندان خوب برای مردم بی حال:
اثرات فعالیت های آقای ریس جمهوردر عرصه اقتصاد را در آینده بسیار نزدیک بیشتر لمس خواهید کرد. تذکر :برای فرار از زیان های مالی خود درقرار داد ها به جای واحد پولی ریال از یورو استفاده کنید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 1:8 توسط amir amini |
|
|
این مقاله جالب از روزنامه دنیای اقتصاد شنبه ۱۹/۳/۸۶ انتخاب شده. غلامرضا سلامي
(برداشت نگارنده از مطلب «رسانهها دولت را محاكمه كنند» مندرج در صفحه 2 روزنامه شرق 12 خرداد 1386) بنابراين ميتوان بدون نگراني به نقد سخنان رياست محترم جمهوري در مورد كاهش نرخ سود بانكي پرداخت. |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 22:59 توسط amir amini |
|
|
در اقتصاد کلاسیک با کاهش نرخ سودبانکی(بهره)امکان استقراض فراهم و مساعد تر می شود واین مساله عاملی برای افزایش سرمایه گذاری خواهد بود با کمی دقت در کشورهای توسعه یافته می توان این مساله را به وضوح دید اما در کشور ماچه اتفاقی خواهد افتاد؟ برای بررسی این مساله می توان به تفاوت های بنیادین بین کشورمان و این کشور ها پرداخت.بزرگترین ویژگی این کشور ها که ما فاقد آن هستیم وجود بازار های آزاد است برعکس این کشورها اقتصاد ما ۸۰ ۰/۰ دولتی است و مساله اینجا ست که نرخ بهره حقیقی را نمی توان در آمار های دولت و بانک مرکزی با آنچه که مردم با آن روبرو هستند همخوان دید متناسب با همین مشکل نرخ تورم نیز اینچنین است البته تمام این موضوع به سازمانهای نظارتی و آماری برمی گردد ( به گمان من در بسیاری از موارد آمارها ساختگی است) برای مثال می توان به نشریات اقتصادی نیم نگاهی داشت تا موضوع مصداق بیشتری بیابد.معمولا آمارهای ارائه شده از طرف دولت حد اقل ۵ درصد با این نشریات اختلاف دارد.این گونه مسائل در کشورهایتوسعه یافته به ندرت دیده می شود و حد اقل بسیار کم رنگ است . یکی از تبعات کاهش دستوری نرخ سود بانکی و نرخ بهره در کشور ما می توانداین باشد که با این کاهش توانائیه بانکها برای وام دادن کاهش می یابد چرا که درآمد هایشان کاهش می یابد بنابر این امکان وام دادن و وام گرفتن کاهش می یابد سرمایه گذاران ناتوان از دریافت وجوه مورد نیاز برای سرمایه گذاری قید سر مایه گذاری را خواهند زد و عملا با کاهش سرمایه گذاری بر تعداد بیکاران افزوده می شود و معضل دو چندان .وام گرفتگان قبلی نا خشنود از خسران حاصله ریسک سرمایه گذاری را بالا می بینند .دیگر اینکه اکثر بانکها دولتی هستند و سیستم مدیریت دولتی نا کارامد و پوسیده قطعا ناتوان از جبران کاهش در آمد ها خواهد بود اگرچه این تصمیم دولت اگر رخ دهد عمق فاجعه چنان خواهد بود که فرق چندانی بین بانکهای خصوصی و دولتی نخواهد بود بدین خاطر که دولت با چنان شدتی در حال کاهش نرخ سود بانکی است که اگر بازار در تعادل باشد از آن خارج می شود چه رسد به حال که اصلا تعادلی در کار نیست. در کشور های توسعه یافته به علت وجود بازار آزاد به تعادل بسیار نزدیکند و هیچگونه رخدادی را در آنها نمی توان مشابه ایران یافت متناسب با نرخ بهره نرخ تورم هم در آنجا بسیار متعادل تر از اینجاست. البته دیدگاه دیگری درباره نرخ تورم وجود دارد که بسته به حجم پول و سرعت گردش آن است که جناب احمدی نژاد از این دید گاه هم دسته گلی پارسال به آب دادند که حالا حالا ها قابل جمع کردن نیست. در مجال بعدی در این باره مطالبی خواهم نوشت.لطفا مرا از نظرات سائب خود محروم نفرمائید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 3:21 توسط amir amini |
|
|
تو وبلاگ سعید مطلبی در باره وام مسکن دیدم اتفاقا همین امروز دنیای اقتصاد مطلبی در این باره نوشته بود که بی مناسبت ندیدم متن زیر از روزنامه دنیای اقتصاد انتخاب شده
درباره تراژدي وام مسكن حسين قضاوي
تراژدي وام مسكن ادامه دارد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 3:8 توسط amir amini |
|
|
سلام به همه دوستان من مدتی بود که گم شده بودم البته هنوز هم کاملا پیدا نشدم اما دارم کم کم از کما بیرون میام. تو این مدت به چیزایی که قبلا اصلا بهشون فکر نمی کردم مشغول بودم تا دنیای بیرون ذهنمو بهتر بشناسم ، حالا می توونم بگم که تا حدودی به دنیای کثیف بیرون عادت کردم یعنی بهتر می تونم تحملش کنم.از سعید و میثم و مصطفی و خانم مهر آذر و مسعود به خاطر پیام ها شون ممنونم.امیدوارم که بتونم دوباره به جمع پر انرژی شما دوستان برگردم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:1 توسط amir amini |
|
|
تقابل دین و ایمان می تواند به حد جنگ و دشمنی نیز ارتقا یابد ،جنگ اعتقاد علیه بی اعتقادی و زدودن جزمها که گوته آن را عمیق ترین و در حقیقت یگانه موضوعه تاریخ جهان و انسان میداند،در واقع جنگ دین علیه ایمان در بستر فرهنگهای دینی است.
هر گونه اعتقاد و یا بی اعتقادی ایدولوژیک نوعی باور جزمی است که هسته اولیه دین داری_اعتقاد به یک مکتب یا کفر ایدولوژیک به آن_ را شکل میدهد. دین پیش از اینکه مانعی بر سر راه پیشرفت عقلی انسان بوده باشد مانعی برسر راه پیشرفت ایمانی بوده است. فیلسوفان روشنگری دین را متهم میکردند به اینکه در استمرار اخلاق راستین و نظم اجتماعی و سیاسی عادلانه ناتوان است ولی پیشتر از آن در حفر چاه ایمان یا جوشاندن چشمه ای در وجود انسانها ناتوان بوده است. مجید محمدی-دین علیه ایمان |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:10 توسط amir amini |
|
|
دوستان ازاینکه برای چند وقتی نبودم پوزش می خواهم تو این یک ماه اونقدر سرم شلوق بود که حتی چک میل هم نرسیدم بکنم.
از هفته ی دیگه شرایط بهتر میشه و بیشتر در خدمتتون خواهم بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 15:21 توسط amir amini |
|
|
«دین» به عنوان یک نهاد اجتماعی وبا هدف ایجادثبات(درست همانند ازدواج که ثبات را بر شوروسر گردانی غلبه می دهد)نیاز هرسه را برای فردکم قدر و اعتبار می سازد،اودیگرامکان انتخابی برایش باقی نمانده و درچهارچوب یک ایمان سنگواره شده باید تلاشی تنفسی داشته باشد همچنین تثبیت یا حاکمیت دین،فی نفسه به معنای وصال وپایان گرفتن فراق است وسوزی نمی ماند تا سالک با آن سوز عشق یا ایمان خویش را احساس کند. نهاد دین ناچار از محدود کردن حوزه عمل ایمان است چرا که می خواهد در مقام پاسخگویی کل بنشیند.ادیان برای بسط حوزه نفوذ خویش بایستی بر وجوه کسب مشروعیت خویش بیفزایند,مدعای پاسخگویی به همه مشکلات بشری چنین کاری انجام می دهد,ایمان می خواهد از این پاسخگویی فراتر رود و ازاین جهت دایره کسب مشروعیت را تنگ می کند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 23:2 توسط amir amini |
|
|
قسمت اول کسی که ایمان دارد کسی نیست که دین دارد و بالعکس یعنی دین با ایمان متفاوت است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 15:39 توسط amir amini |
|
|
به نظر افلاطون رایزنی شالوده مناسبات شهروندی یا سیاست به معنای دقیق کلمه است زیرا در قلمرو سیاست اصل آزادی و برابری افراد است و کسی بر کسی ولایت ندارد و بنا بر این اعمال خشونت در سیاست برای اصلاح امور شهر نقض غرضی بیشتر نیست. عدم جواز اعمال خشونت در مناسبات شهر وندان و تمایز میان مناسبات شهروندان و رابطه خدایگان وبنده اصل اساسی فلسفه سیاسی افلاطونی است. هرچند که افلاطون نظام شورایی را تنها نظامی می دانست که به معنای دقیق کلمه می توان نظام سیاسی خواند با این حال افلاطون نخستین وجدی ترین منتقد دموکراسی در یونان بود. زوال اندیشه سیاسی در ایران-سید جواد طباطبایی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 2:39 توسط amir amini |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
فلسفی اقتصادی سیاسی فرهنگی |
| پیوندها |
|
وبلاگ میثم امانی تاریخ فلسفه وبلاگ سعید برآبادی وبلاگ حامد چالاکی وبلاگ مهدی عباسی وبلاگ مصطفی صداقت جو وبلاگ مریم مهر آذر وبلاگ خانم جورابچیان |
|
RSS
|